مرتضى مطهرى
33
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ديگرى مىگويد اسفار جمع « سفر » به معناى كتاب است و اگر اين دو نفر شخصا ورق اول اسفار را مطالعه كرده بودند مىدانستند كه اسفار نه جمع سفر است و نه سفر نامه است . آن معلم شفاهى كه ادوارد برون مىگويد كه به گوبينو در ايران فلسفهء ملا صدرا را تعليم مىكرده است ، على الظاهر يك نفر يهودى بوده است به نام ملّا لاله زار و با كمك و معاونت او بوده كه رسالهء گفتار دكارت را به فارسى ترجمه كرده است . گوبينو در همان كتاب در ضمن شرح حال صدر المتألّهين ، از استاد وى فيلسوف عظيم الشأن مير محمد باقر داماد به عنوان يك نفر « ديالكتيسين » ( جدلى ) ياد مىكند ، و پس از آنكه رفتن ملا صدرا را به درس مير داماد به اشارهء شيخ بهائى نقل مىكند ، به نتيجهء تحصيلات ملاصدرا نزد مير داماد اينطور اشاره مىكند : « و پس از چند سال به فصاحت و بلاغتى كه در او سراغ داريم رسيد . » غرض ما انتقاد از روش مستشرقين نيست ، زيرا اين انتظار بىجايى است از ما كه از افراد ملل بيگانه توقع داشته باشيم كه آنها بيايند و مثلا فلسفه و علوم يا مذهب يا ادبيات يا تاريخ ما را توضيح دهند و به جهان معرفى كنند . در زبان عربى اين مثل معروف است : « ما حكّ ظهرى مثل ظفرى » يعنى هيچ چيزى مانند سر انگشت خودم پشتم را خارش نمىدهد . اگر مردمى راستى علاقهمند باشند كه خود را بشناسانند و تاريخ يا ادبيات يا مذهب يا فلسفه خود را به جهانيان معرفى كنند ، تنها راهش اين است كه اين كار به وسيلهء خودشان انجام بگيرد . افراد ملل بيگانه اگر فرضاً با كمال بىغرضى و علاقهمندى دست به اين كار بزنند بالاخره در اثر عدم آشنايى كامل گرفتار اغلاط و اشتباهات بزرگى مىشوند چنان كه صدها از اين اشتباهات در مورد بيان تاريخ يا معرفى آداب و عادات سادهء رسمى رخ داده است تا چه رسد به « فلسفه » كه تخصص فنى لازم دارد و تنها دانستن زبان و مراجعه به كتب كافى نيست . براى كسانى كه به عمليات خاورشناسان اعتقاد راسخ دارند ، به عنوان نمونه اين قسمت را نقل مىكنيم : همين كنت گوبينو سابق الذكر كه در زمان ناصر الدين شاه در ايران اقامت داشته و زبان فارسى را خوب تكلم مىكرده ، در كتابى كه به نام سه سال در ايران به زبان فرانسه منتشر كرده و به فارسى ترجمه شده است ، آنجا كه كيفيت احوال پرسى